فصل يک: هدف
ماده ۱ ـ حزب مشروطه ايران که در اين
اساسنامه حزب ناميده میشود از هواداران پادشاهی مشروطه به منظور سازماندهی پيکار
رهايي و بازسازی ايران بر پايه يگانگی ملی و تماميت ارضی و استقلال ايران و برقراری
مردمسالاری و احترام به حقوق بشر و ميثاقهای پيوست آن تشکيل میشود و در مبارزه
مشترک آماده همکاری با همه نيروهای ملی و آزاديخواه است که به اصول ياد شده تعهد
داشته باشند. اصول عقايد و برنامه سياسی حزب در منشور آن آمده است که بر همه اسناد
حزب اولويت دارد و با الهام از قانون اساسی مشروطيت ايران و نيز بر پايه بيانيه ۱۴
مادهای پادشاه تدوين شده است.
فصل دو: ارکان حزب
ماده ۲ ـ ارکان حزب عبارتند از: ۱ ) شاخه - هسته ۲ ) شورای
مرکزی ۳ ) کنگره بخش يکم: شاخه ـ هسته ماده ۳ - ايرانيان مشروطهخواه در
هر شهری میتوانند شاخه آن شهر را در ميان خود بر پايه منشور و اساسنامه حزب تشکيل
دهند. اگر در شهری تعداد مشروطهخواهان داوطلب تشکيل شاخه از ۱۵ تن کمتر باشد به
صورت هسته حزب عمل خواهند کرد. اعضای هسته از نظر پيوند و وظايف حزبی مانند بقيه
اعضای حزب هستند. هسته به نسبت اعضای خود به کنگره نماينده با حق رای میفرستد (۵
تا ۹ يک نماينده و ۱۰ تا ۱۴ دو نماينده.) در شهرهای نزديک به هم هسته ها میتوانند
با پيوستن به يکديگر و رسيدن به حد نصاب، شاخهای تشکيل دهند. هسته ها همچنين
میتوانند به نزديکترين شاخه شهر خود بپيوندند. تبصره : خويشاوندان بلافصل
(مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزندان) نمیتوانند اکثريت نصف به علاوه يک اعضای هسته
را تشکيل دهند. ماده
۴- برای تشکيل شاخه داوطلبان با دعوت از تعداد هر چه بيشتر
از ايرانيان مشروطهخواه منطقه خود در جلسات آشنايی و روشنگری، مجمع عمومی مؤسس
شاخه را با شرکت کسانی که برگعضويت را امضاء کردهاند برگزار و شورایشاخه را
انتخاب میکنند. انتخابات بايد با ضابطههای دمکراتيک باشد، مانند دادن فرصت به
اعضاء برای آشنايی و تبادل نظر و سخنرانيهای انتخاباتی و معرفی نامزدهای عضويت شورا
و رایگيری توسط هيئت نظارت سه نفری از افرادی که خود کانديدا نيستند. تبصره :
مجمع عمومی مؤسس شاخه بايد با حضور نماينده شورای مرکزی باشد و شاخه تنها پس از
دريافت اعتبارنامه از سوی شورای مرکزی رسميت خواهد يافت. ماده ۵ ـ ارگانهای
شاخه عبارتند از: مجمع عمومی، شورا، هيئتاجرايی، کميتههای اجرايی ماده ۶ -
مجمع عمومی از همه اعضای شاخه تشکيل میشود و بالاترين ارگان شاخه است. وظايف مجمع
عمومی به قرار زير است: ۱ ) بررسی و تصميمگيری درباره فعاليتهای شاخه. ۲ )
رسيدگی به گزارش و مطالب طرح شده از سوی شورا و موضوعاتی که از سوی اعضاء پيشنهاد
میشود. ۳ ) انتخاب اعضاء شورا. ماده ۷ - مجمع عمومی هر سال يک بار در سه
ماهه دوم سال ايرانی برگزار میشود. اداره نخستين جلسه اجلاس مجمع عمومی با رئيس
سنی است. نخستين کار مجمع عمومی انتخاب هيئت رئيسه مرکب از سه نفر است که از ميان
خود يک رئيس و نايب رئيس و دبير انتخاب میکنند و اداره جلسات مجمع عمومی را بر
عهده میگيرند. مأموريت هيئت رئيسه تا پايان اجلاس مجمع عمومی است. ماده ۸ -
اعضای شاخه بايد دست کم سالی دوبار از سوی شورا برای برگزاری جلسه همگانی و گفتگو
درباره کارهای شاخه دعوت شوند. جلسه همگانی به هر عنوان که باشد جانشين مجمع عمومی
نيست و هيچ يک از اختيارات آن را ندارد. هر زمان که دست کم يک سوم اعضای شاخه
برگزاری جلسه همگانی را درخواست کنند شورا بايد از اعضاء بدين منظور دعوت
کند. ماده ۹
- اعضای شورا به مدت يک سال به اکثريت نسبی مجمع عمومی انتخاب
میشوند. تعداد اعضای شورا به نسبت اعضای شاخه و بر طبق جدول پيوست اساسنامه است.
اعضای شورا میبايد دست کم يک سال سابقه عضويت در حزب را داشته باشند، مگر در
شاخههای نوبنياد يا بازسازی شده. شورا مسئوليت اداره شاخه را دارد و از ميان خود
يک رئيس و يک نايب رئيس با اکثريت نسبی انتخاب میکند. اگر رئيس به هر علت نتواند
به کار ادامه دهد نايب رئيس وظايف او را انجام میدهد. شورا میتواند برای کارهای
خود آييننامههايی در حدود اساسنامه تدوين کند ولی آييننامهها هيچگاه جانشين
اساسنامه نخواهد شد. تبصره : در صورتی که هر يک از اعضای شورا به هر علت به کار
ادامه ندهد دارندگان اکثريت در انتخابات شورا بهترتيب جانشين او میشوند.
ماده ۱۰ - مأموريت شوراهايی که در مجمع عمومی مؤسس انتخاب میشوند تا موعدی است
که در اساسنامه ذکر شده است مگر آنکه کمتر از شش ماه مانده باشد که به سال بعد
میافتد. ماده
۱۱- هيئت اجرايی از سوی شورا از ميان اعضای شاخه تعيين میشود.
اعضای هيئت اجرايی میتوانند عضو شورا نيز باشند. اعضای هيئت اجرايی زير نظر رئيس
شورا کارهای روزانه شاخه را انجام میدهند ولی شورا مرجع تصميم گيری است و گزارش
کارهای هيئت اجرايی بايد در هر جلسه به شورا داده شود. تبصره : شورا میتواند از
خدمات غير اعضاء نيز به عنوان کارشناس و رايزن استفاده کند. ماده ۱۲ - اعضای
هيئت اجرايی توسط مسئول آن از ميان اعضای شاخه تعيين میشوند و بايد کوشش شود که
همه اعضاء دست کم در يک کميته اجرايی عضويت يابند. ماده ۱۳ - کميتههای اجرايی و
وظايف آنها به شرح زير است و شورا میتواند در وظايف آنها تغييراتی بدهد: ۱ )
دبيرخانه، مأمور نگهداری اسناد و اطلاعات و صورتجلسات و انجام مکاتبات و فرستادن
دعوتنامه ها و نشريات و اطلاعيهها با همکاری کميتههای ديگر در هر مورد. ۲ )
تدارکات مالی، مسئول درآمد و هزينه، تنظيم بودجه، نگهداری حسابها و دفاتر مالی و
تنظيم گزارشهای شش ماهه مالی شاخه که بايد منظما به شورای مرکزی داده شود، گردآوری
حق عضويت و وروديهها و فراهم کردن اسباب فعاليتهای شاخه. ۳ ) تشکيلات، مسئول
گردآوری نام و نشان و اطلاعات مربوط به ايرانيان مشروطهخواه در منطقة خود و افزايش
اعضاء از طريق برقراری تماسها و تشکيل جلسات، فرستادن خبرنامهها و بيانيههای حزب
و همکاری با کميته آموزش سياسی در تشکيل سمينارها و جلسات. ۴ ) روابط عمومی،
مسئول گردآوری نام و نشان و اطلاعات مربوط به مقامات و رسانههای همگانی و
شخصيتهای ايرانی و غيرايرانی و نيز نشريات و روزنامهنگاران ايرانی منطقه به منظور
فرستادن نشريات و نامهها و تومارها و بيانيههای حزب و برقراری تماس و نيز برگزاری
مراسم و جشنهای ملی و انجام امور تبليغاتی و انتشاراتی. ۵ ) آموزش سياسی، مسئول
پخش نشريات درون حزبی و ادبيات سياسی و مشروطه خواهی در ميان اعضاء با همکاری
کميتههای دبيرخانه و تشکيلات، برگزاری جلسات و سمينارها، تشويق اعضاء بهشرکت
درجلسات و فعاليتهای سودمند در منطقه. ماده ۱۴- شورا میتواند علاوه بر
کميتههای ثابت کميتههای ديگری از جمله کميتههای موقت، مثلاً برای خدمات فرهنگی و
اجتماعی، حقوق بشر، پژوهش و برنامهريزی و بررسی مسايل ايران تشکيل دهد. تبصره
: ارتباط با ايرانيان درون کشور و فرستادن و دريافت پيامها و مطالب بايد صرفاً توسط
افراد تعيين شده از سوی شورای مرکزی که هويت آنها پنهان میماند انجام
گيرد. ماده ۱۵- جلسات شورا و هيئت اجرايی درحد امکان بايد با هم باشد ولی اعضای
هيئت اجرايی که عضو شورا نيستند حق رأی ندارند. ماده ۱۶- تغيير رئيس و نايب
رئيس شورا و يا هر يک از اعضای هيئت اجرايی با رای اکثريت اعضای شورا امکان پذير
است. ماده ۱۷- شرايط عضويت در حزب به قرار زير است: ۱ ) ايرانی بودن،
ايرانيانی که تابعيت کشورهای خارجی را پذيرفتهاند نيز میتوانند به عضويت
درآيند. ۲ ) ساکن بودن در منطقه. ۳ ) پذيرفتن منشور و اساسنامة حزب با و
امضای درخواستنامة عضويت. ۴ ) پرداخت حق عضويت ماهانه، حداقل پنج دلار آمريکايی.
پرداخت نشدن سه ماه حق عضويت در حکم پايان عضويت است. ۵ ) داشتن ۱۶ سال به
بالا. ۶ ) گذراندن دورة شش ماهه آشنائی با حزب. ۷ ) تائيد عضويت از سوی
شورا. ماده ۱۸- داشتن عضويت در بيش از يک شاخه و همچنين در احزاب و سازمانهای
سياسی ايرانی ديگر ممنوع است. اعضای حزب نمیتوانند تا برقراری نظام دمکراتيک به
ايران بروند و مسافرت به جمهوری اسلامی در حکم کنارهگيری از حزب است. ماده ۱۹-
نام و نشان اعضای شاخهها میبايد در اختيار شورای مرکزی باشد. بدين منظور اصل
درخواستنامه عضويت اعضای شاخه به شورای مرکزی فرستاده میشود و در هر انتخاب شورای
شاخه، نام شرکت کنندگان در مجمع عمومی شامل کسانی که وکالت داده اند، در صورت جلسه
ثبت و همراه آن به شورای مرکزی گزارش خواهد شد. ماده
۲۰- داشتن کارت عضويت حزب
برای همه اعضا اجباری است. تهيه و صدور کارتهای عضويت از اختيارات شورای مرکزی است
و کارتهای عضويت بايد با امضای دبيرکل باشد. اعتبار کارتهای عضويت يک سال است و
دارنده کارت عضويت میبايد در همه حال مسئوليت خود را در برابر حزب و احترام و
اعتبار آن در نظر داشته باشد. ماده ۲۱- هزينه کارتهای عضويت بر عهده شاخههای
مربوط است و برای صدور کارت عضويت شرايط زير لازم است: ۱ ) گذراندن دوره آشنايی
با حزب. ۲ ) پرداخت حقعضويت و حضور در فعاليتهای حزبی. ۳ ) اشتراک
روزنامه ارگان حزب. ۴ ) درخواست کارت از سوی رئيس شاخه. تبصره: تنها
شاخههايی که تعهدات مالی خود را در برابر شورای مرکزی انجام دادهاند میتوانند
برای اعضای خود درخواست کارت کنند. ماده ۲۲- اعضا میتوانند شاخه خود را تغيير
دهند. برای تغيير شاخه موافقت شورای شاخهای که درخواست عضويت آن را دادهاند لازم
است و گزارش آن بايد به شورای مرکزی داده شود. ماده ۲۳- در هيچ شرايطی نمیتوان
عضوی را مجبور به ماندن در شاخه يا تغيير آن کرد. ماده
۲۴- اخراج از عضويت
شاخه با اکثريت دو سوم آرای شورا امکان پذير خواهد بود. در مورد اخراج اعضای شورا
موافقت شورای مرکزی نيز لازم است. ماده ۲۵- شاخهها بايد در دعوت افراد به
عضويت، رعايت ملاحظات امنيتی را بکنند و در همه فعاليتها در هر مرحله بايد دقت شود
که حزب در برابر عوامل نفوذی حفظ و ملاحظات امنيتی رعايت شود. ماده ۲۶- شورا بايد بخشی از درآمدهای خود را
که با نظر شورای مرکزی تعيين می شود به آن بپردازد.
بخش دوم: شورای مرکزی
ماده ۲۷- شورای مرکزی از سوی کنگره انتخاب میشود و وظايف آن به قرار زير
است: ۱ ) هماهنگ کردن و اداره عمومی حزب و آنچه که از حدود صلاحيت و توانايی
شوراهای شاخهها بيرون است. ۲ ) نظارت بر رعايت و اجرای منشور و اساسنامه و
تصميمات کنگره. ۳ ) رفع اختلافات و رسيدگی به شکايات درحزب. ۴ ) نمايندگی حزب
در مراجع گوناگون و در جاهايی که از حد شاخهها بالاتر است. ۵ ) نظارت بر تشکيل
شاخه و صدور اعتبارنامه برای آنها و کوشش درگسترش حزب. ۶ ) انحلال شاخهها به
موجب اساسنامه. ۷ ) برگزاری کنگره. ۸ ) اداره نشريه ارگان حزب که هزينه آن از
محل بهای اشتراک خوانندگان و همه اعضاء پرداخت می شود و نيز همه رسانههای حزب
مانند گپسرا و رسانههای الکترونيک. تبصره: غير از شورای مرکزی هيچ ارگان ديگر
حزب حق انتشار نشريه يا رسانه ديگر رسمی و اعلاميه ندارد مگر با موافقت شورای
مرکزی. انتشار خبر فعاليت شاخهها در رسانههای همگانی از سوی آنها مجاز
است. ماده ۲۸- تعداد اعضای شورای مرکزی پنج تن و دوره آن دو سال است.
اعضای شورای مرکزی از ميان اعضای کنگره با رأی نسبی انتخاب میشوند. برای
عضويت شورای مرکزی دست کم يک دوره عضويت شورای شاخه لازم است. اگر هر کدام از
اعضای شورای مرکزی به هر دليل نتوانند بهکار ادامه دهند از ميان دارندگان اکثريت
در انتخابات شورای مرکزی به ترتيب جانشين آنها خواهند شد. عضويت بيشتر از يک
نفر از يک شورا در شورای مرکزی ممنوع است. در اين موارد تنها نامزدی که در يک شاخه
بيش از ديگران رأی آورده است به شورای مرکزی راه میيابد و آرای بقيه به حساب
نخواهد آمد. ماده
۲۹- تقسيم وظايف و چگونگی ارتباط و ترتيب کارهای شورای مرکزی
با خود آن است و میتواند به مسئوليت خود رايزن و دفتر و کميتههای ويژهای تعيين
کند. اعضای شورای مرکزی به عنوان يک گروه عمل میکنند و نه به عنوان شخص خود.
تصميمات شورایمرکزی به اکثريت سه تن اعتبار دارد ولی همه اعضا میبايد در تصميم
گيریها البته با درنظر داشتن مشکلات ارتباطی و ناهمزمانیها مشارکت داشته باشند و
از تصميمات آگاهی يابند. اعضای شورای مرکزی از ميان خود دبيرکل و معاون دبيرکل و
خزانهدار حزب را برمیگزينند. دبيرکل هماهنگکننده شورای مرکزی است. معاون دبيرکل
در غياب او وظايف دبيرکل را انجام میدهد. خزانهدار مسئول انتظام امور مالی حزب
است. ماده ۳۰- در صورتي که مصالح حزب برکناری هر يک از اعضای شورای مرکزی را
ايجاب کند دلايل برکناری با توجه به نظرات شورای مربوط با حضور خود عضو مورد نظر، و
اگر پس از دو بار دعوت کتبی هر يک به فاصلة دو هفته حضور نيافت، در
غياب او در شـورای مـرکزی، بررسـی میشود وشورای مرکزی رأی به برکناری میدهد.
بخش سوم: کنگره
ماده ۳۱- کنگره بالاترين رکن حزب است و هر دو سال يکبار در سه ماهه سوم سال
ايرانی برگزار میشود و محل آن تا آنجا که بتوان بصورت متناوب در امريکا و اروپا
خواهد بود تا هنگامی که امکان برگزاری در ايران فراهمشود. وظايف کنگره به قرار زير
است: ۱ ) رسيدگی به گزارش شورای مرکزی و تعيين سياستهای حزب. ۲ ) تصميمگيری
درباره پيشنهادهای اعضای کنگره ۳ ) تغيير منشور و اساسنامه. ۴ ) انتخاب اعضای
شورای مرکزی و کميسيون انتخابات. تبصره: در مورد بند (۴) رأی نسبی کنگره اعتبار
دارد ماده ۳۲- کنگره از اعضای شورای مرکزی و شوراها تشکيل میشود و هر عضو کنگره
به عنوان خودش رأی میدهد. مقررات اداره کنگره مانند مجمععمومی است. شرکت اعضای
حزب به عنوان ناظر در جلسات کنگره آزاد است و میتوانند در بحثها شرکت جويند ولی
حق رأی نخواهند داشت. ماده ۳۳- برای برگزاری کنگرة فوق العاده
تصويب دو سوم شاخههای و هستههای دارای حد نصاب لازم است. ترتيب برگزاری کنگرة فوق
العاده مانند کنگره عادی است.
فصل سه: کميسيون انتخابات
ماده ۳۴ - کنگره يک کميسيون انتخابات سه نفری از ميان اعضای حزب انتخاب میکند
و نام و نشان آنها به آگاهی شاخهها و هستهها میرسد. اعضای کميسيون انتخابات
پيشاپيش تعهد میکنند که در انتخابات شورای مرکزی دوره بعد نامزد نخواهند شد و نام
آنها به هر صورت در فهرست نامزدهای شورای مرکزی دوره بعد نخواهد آمد. اگر هر
کدام از اعضای کميسيون انتخابات نتوانند به کار ادامه دهند از دارندگان اکثريت در
کميسيون انتخابات به ترتيب جانشين آنها خواهند شد. ترتيب کار کميسيون از سوی اعضای
آن تعيين میشود. ماده ۳۵ - اعلام نامزدی شورای مرکزی بايد همراه دست کم بيست
و پنج تن از بيش از يک شاخه يا هسته باشد و تا دو ماه پيش از کنگره به
دبيرخانه حزب در شورای مرکزی برسد. به اعلامهای پس از آن ترتيب اثر داده
نخواهد شد. دبيرخانه تا يک هفته پس از رسيدن هر اعلام نامزدی بايد
آن را به آگاهی شاخهها و هستهها و کميسيون انتخابات برساند. ماده ۳۶ - وظايف
کميسيون انتخابات به قرار زير است: ۱ - نظارت در اعلام نام نامزدهای شورای
مرکزی به همه واحدهای حزبی از شاخهها و هستهها در مهلت مقرر، و نظارت بر آزادی
انجام فعاليتهای انتخاباتی نامزدها. منظور از فعاليتهای انتخاباتی، همه روشهای
معمول در انتخابات کشورهای دمکراسی غربی است، از جمله تشکيل جلسات انتخاباتی و
تبليغات و ائتلافها. ۲ - نگهداری نام دارندگان حق رای در کنگره. دبيرخانه موظف
است نام اعضای شوراها و رای دهندگان هستهها را دو هفته پيش از کنگره در اختيار
کميسيون انتخابات بگذارد. اين نامها به نوبه خود در اختيار هيئت نظارت کنگره گذاشته
خواهند شد. ۳ - نظارت بر رايهای غيابی اعضای کنگره که در پاکتهای دربسته به
دبيرخانه حزب میرسد. دبيرخانه بايد تعداد پاکتهای رای را تا پيش از رایگيری به
آگاهی کميسيون انتخابات برساند. ۴ - رسيدگی به شکايتهای مربوط به انتخابات
شورای مرکزی. ماده ۳۷ - اگر کميسيون انتخابات به دليل تخلفات عمده اساسنامهای
در جريان انتخابات شورایمرکزی (بهمعنی محروم کردن غيرقانونی اعضای کنگره از شرکت
در انتخابات، و جلوگيری از فعاليتهای مجاز، و مداخله غيرمجاز موثر در نتيجه
انتخابات، رای به ابطال انتخابات هرکدام از اعضای شورای مرکزی بدهد به ترتيب از
ميان دارندگان اکثريت در انتخابات شورای مرکزی جانشين آنها خواهند شد. در صورتيکه
اکثريت اعضای شورای مرکزی عضويت خود را از دست داده باشند انتخابات باطل میشود و
شورای مرکزی پيشين موقتا تا انتخاب شورای مرکزی جديد اداره حزب را در دست میگيرد.
ماده ۳۸ - رایگيری دوباره برای شورای مرکزی از سوی شوراها و هستههای دارای
حد نصاب به صورت کتبی و از ميان نامزدهايی خواهد بود که بارديگر نامزدی خود را در
مهلتی که از سوی کميسيون انتخابات تعيين میشود اعلاممیدارند. نامزدها توسط
کميسيون اعلام میشوند و رايها به نشانی که کميسيون انتخابات تعيين کرده فرستاده
میشوند. کسانی که انتخابات آنها باطل شده نمیتوانند در اين رایگيری نامزد شورای
مرکزی شوند. پس از اعلام دارندگان اکثريت در انتخابات تازه شورای مرکزی، کار
کميسيون انتخابات و شورای مرکزی پيشين پايان میيابد. رسيدگی و رایگيری دوباره
نبايد از شش هفته پس از کنگره بيشتر بکشد. رايزنان شورای مرکزی بر جريان رسيدگی های
کميسيون نظارت خواهند داشت. ماده ۳۹ - نامزدهای عضويت شورای مرکزی حق
برابر استفاده از وسائل تبليغاتی در درون حزب را دارند و شورای مرکزی بايد وسائل
لازم را در حد امکان برای آنها فراهم کند. تبليغات انتخاباتی در بيرون حزب به معنی
آگهی در رسانهها ممنوع است. نامزدها میتوانند به هزينه خود آگهی انتخاباتی در
رسانههای داخلی حزب شامل رسانههای شخصی و همچنين اطلاعيههای تبليغاتی در درون
حزب انتشار دهند. تبليغات انتخاباتی يک هفته پيش ازکنگره بايد قطع شود. انجام
وظايف حزبی مانند شرکت در مصاحبهها و سخنرانیها فعاليت تبليغاتی بشمار
نمیآيد.
فصل چهار : مقررات گوناگون
ماده ۴۰- حد نصاب رسميت جلسات مجمع عمومی شرکت حداقل نصف بهعلاوه يک اعضاست.
درصورتی که پس از دعوت مجدد به فاصله دو تا چهار هفته نيز چنان حد نصابی حاصل نشود،
جلسات با عده شرکت کننده رسميت میيابد. تصميمات در همه موارد و در همه مراجع حزب
بايد با اکثريت مطلق آرا (نصف به علاوه يک) باشد مگر در مواردی که اساسنامه استثناء
کرده باشد. نصاب رسميت جلسات شورا همواره نصف به علاوه يک اعضا است و با کمتر از آن
هيچ تصميمی نمی توان گرفت. منظور از شرکت، حضور يا دادن وکالت يا رأیکتبی با
استفاده از همه وسايلی است که تکنولوژی نوين ميسر میسازد. ماده ۴۱- زمان و
محل جلسات شورا و مجمع عمومی و کنگره بايد به ترتيب دست کم يک هفته، يک ماه، و دو
ماه قبل به آگاهی اعضاء برسد مگر در موارد اضطراری. ماده
۴۲- در انتخابات در
صورتی که رای دو نفر آخر برابر باشد ميان آنها رایگيری خواهد شد. رایگيری در
انتخابات مخفی است مگر آنکه از نظر تکنيکی ناممکن باشد. در مورد اعضای جانشين اگر
تعداد آرايشان برابر باشد قرعه گيری میشود. ماده ۴۳- دادن وکالت از سوی اعضای
حزب و شورای شاخه و شورای مرکزی مجاز است. به يک نفر نمیتوان بيش از يک وکالت داد
مگر در مورد کنگره. دارنده وکالت در هر صورت میبايد عضو همان ارگان يا رکن باشد
يعنی مجمع عمومی (برای اعضای شورا) و شورای شاخه و شورای مرکزی. وکالت میبايد کتبی
باشد. اگر اعضاء نظر و رأی خود را کتبی يا به وسائل ديگر بفرستند نمیتوانند وکالت
بدهند. ماده ۴۴- در مواردی که شورايی به دليل اختلاف داخلی نتواند به کار ادامه
دهد به صورت زير عمل خواهد شد: ۱ ) شورای مرکزی يکی از اعضای حزب را به عنوان
داور مأمور رفع اختلافات خواهد کرد. ۲ ) اگر اختلافات حل نشد، شورای مرکزی شورا
را منحل و از اعضای شاخه دعوت خواهد کرد که با تشکيل مجمع عمومی فوق العاده و نظارت
نماينده شورای مرکزی شورای تازهای برای بقيه مدت شورای منحل انتخاب کنند. ماده ۴۵-
در مواردی که اکثريت اعضای شاخه پيش از موعد کتباً درخواست تجديد انتخابات شورا
را داشته باشند شورای مرکزی نماينده خود را برای تشکيل مجمع فوق العاده و انتخاب
اعضای شورای تازه خواهد فرستاد. مأموريت شورای تازه برای بقية مدت شورای منحل شده
خواهد بود ماده ۴۶- رئيس شورا يا شورای مرکزی سخنگوی آن است مگر آنکه ترتيب
ديگری را مقرر داشته باشند. سخنگويان در هر سطح و برای هر مورد بايد در حدود تعيين
شده از سوی شورا يا شورای مرکزی عمل کنند. ماده ۴۷- دعوت از ميهمانان و غير
اعضاء برای شرکت در جلسات عمومی و مجمع عمومی و کنگره بلامانع است. ماده ۴۸-
علامت (آرم) حزب، شيروخورشيد و شمشير است که دست چپ خود را روی کره نهاده است و رو
بسوی چپ دارد. رنگ علامت حزب، طلائی بر روی زمينه لاجوردی است. همه اوراق رسمی حزب
بايد از روی نمونه تعيين شده شورای مرکزی باشد. ماده ۴۹- اين اساسنامه در ۴۹
ماده و هشت تبصره در کنفرانس مؤسس سازمان مشروطه خواهان ايران به تاريخ ۲۱ فروردين
۱۳۷۳ برابر با ۱۰ آوريل ۱۹۹۴ در شهر کلن به تصويب رسيد و در نخستين کنگره سازمان
مشروطه خواهان ايران به تاريخ ۱۸ آذر ۱۳۷۵ برابر با ۸ دسامبر ۱۹۹۶ در شهر واشنگتن و
کنگره های دوم و سوم و چهارم و پنجم حزب مشروطه ايران اصلاح شد. جدول اعضای شورا
تعداد اعضای شورای شاخه نسبت به تعداد اعضای مجمع عمومی به قرار زير است:
تعداد اعضای مجمع عمومی شاخه |
تعداد اعضای شورا |
۱۵ - ۱۹ |
۳ |
۲۰ - ۳۹ |
۵ |
۴۰ - ۵۹ |
۷ |
۶۰ - ۷۹ |
۹ |
۸۰ - ۱۰۹ |
۱۱ |
۱۱۰ - ۱۳۹ |
۱۳ |
۱۴۰ - ۱۷۴ |
۱۵ |
۱۷۵ به بالا |
۱۷ |
|